Fate is predetermined.

part: 25


کیم آروم بود، خیلی آروم
شاید یکی از دلایلی ‌که الیزا پریشون شده بود این بود که کیم با این ارامش اون حرف رو به زبون آورد

کیم نفس ارومی کشید "متوجه ام"

بعد از حرفش الیزا دوباره خندید و پشت کرد به کیم و دست هاش رو روی کمرش گزاشت

کیم : تو مدلینگو ادامه میدی همسری شایسته گیرت میاد و خانواده ات هم صاحب خونه و خونواده میشن....جونگکوک هم شرکت تمام و کمال بهش داده میشه و همسر شایسته پیدا میکنه و دست از دختر بازی برمیداره

الیزا دیگه نمیتونست جو سنگین و مسموم اتاق و از جمله حرف های کیم رو گوش کنه پس کیفش رو برداشت و به سمت در رفت و همزمان زمزمه کرد "واقعا براتون متاسفم"


الیزا اتاق رو ترک کرد
کیم بلافاصله رو کرد به جونگکوک

کیم: برو دنبالش، و آرومش کن و راضیش کن


الان زندگی دو نفر توی مشت های یه ادم فرصت طلبه که بری مال و املاک خودش دنبال صاحب مطمئن میگرده ‌که وقتی مرد نگرانی ای از این بابت نداشته باشه
چه ‌کسی بهتر از نوه هاش؟

جونگکوک از تراس فاصله گرفت و نگاهشو به کیم داد

جونگکوک: داری اشتباه میکنی

و بعد بدون حرف اضافه ای اتاق رو ترک کرد

اومد پایین "الیزا اینجاست؟"
مینا: نه جونگکوک، رفت بیرون، چیزی شده؟
جونگکوک: نه خاله الان برمیگردم

جونگکوک از خونه خارج شد دید الیزا با یکی از ماشین های خودشون داره میره بیرون

جونگکوک داد زد "الیزا صبر کن!"

اما الیزا از در بزرگ عمارت خارج شد و رفت
دیدگاه ها (۱۱)

Fate is predetermined.

بچها تو پارت قبل وقتی جونگکوک میخواست الیزا رو بگیره ولی الی...

Fate is predetermined.

Fate is predetermined.

Fate is predetermined.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط